ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )

632

معجم الأدباء ( فارسي )

مىنگريست و اگر خطايى مىيافت اصلاح مىكرد . و هر ماه پنجاه دينار وظيفهء او بود . در آخر عمر زهد پيشه گرفت و در منارهء مسجد جامع عمرو بن عاص در مصر معتكف و ملازم شد . سبب اين زهد و پارسايى آن بود كه روزى نشسته بود و طعام مىخورد . گربه‌اى نزد او آمد . هرگاه لقمه‌اى جلوى گربه مىانداخت گربه خود آن را نمىخورد بلكه آن را مىگرفت و مىبرد . شيخ در شگفت شد . روزى از پى گربه رفت و ديد كه در جاى تاريكى از خانه‌اش گربهء كورى است و آن گربه براى سير كردن او غذا مىبرد . شيخ با خود گفت : خداوندى كه اين گربه را مأمور روزى رساندن به اين گربهء كور كرده قادر است كه مرا در اين جهان بى نياز كند . پس چنان‌كه گفتيم بر منارهء مسجد رفت و در آنجا انزوا گزيد . يك شب از خواب برخاست و هنوز خواب‌آلود بود . از منارهء به حياط مسجد جامع افتاد و بمرد . اين حادثه در بامداد روز چهارم رجب سال 469 اتفاق افتاد . از تصانيف اوست : شرح الجمل للزجاجى و شرح النخبة و التعليق فى النحو ، در پانزده مجلّد . شاگردانش بعد از او آن را تعليق الغرفه ناميدند و نيز كتاب المحتسب در نحو و جز اينها و آثار ديگر . . 611 - طاهر بن احمد بن محمد قزوينى [ 1 ] وى به النجار معروف بود . كنيه‌اش ابو محمد بود ، اديب و فاضل و ذو فنون . او را تصانيفى است در چند فن . او در زمرهء متكلمين است . به سال 580 وفات كرد . . 612 - طاهر بن الحسين بندنيجى همدانى [ 2 ] ابو الوفاء شاعرى مبرز بود . به نحو معرفتى تمام داشت و در لغت و عروض سر آمد . كسى را به طمع جايزه مدح نگفت و اين كار را عار مىشمرد . در سال 480 وفات كرد . . 613 - طرّاد بن على بن عبد العزيز [ 3 ] ابو فراس سلمى دمشقى ، معروف به بديع ، نحوى و كاتب و اديب و در نظم و نثر فرزانه .

--> [ 1 ] المختصر و نيز بنگريد به ابن الجزرى 1 : 339 ، الوافى 16 : 191 . [ 2 ] المختصر و بنگريد به المنتظم 6 : 39 ، تاريخ ابن الاثير 10 : 163 ، الوافى 16 : 393 ، بغية الوعاة 2 : 18 . [ 3 ] الخريدة ( قسم مصر ) 2 : 105 ، مصورة ابن عساكر 8 : 503 ، تهذيب ابن عساكر 7 : 54 ، الوافى 16 : 420 ، الفوات 2 : 131 ، عيون التواريخ 12 : 217 ، بغية الوعاة 2 : 19 ، الشذرات 4 : 90 .